ایونت فروش داشت، ولی...
اجاره غرفه، رفتوآمد، نیرو و زمانی که میذاشتیم، بخش زیادی از پول فروش رو میخورد. فعلاً بیشترکردن ایونتها راه اصلی برنامه نیست.
داستان از اینجا شروع شد
تا اینجا بیشتر توی ایونتها فروختیم. حالا میخوایم مشتری بدون ایونت هم سراغمون بیاد، خرید کنه و دفعه بعد دوباره برگرده. این صفحه توضیح میده از کجا شروع کنیم و اگه هر پیشنهاد جواب داد یا نداد، بعدش چی کار کنیم.
از اول ماجرا شروع کنیم ↙اول ببینیم کجای کاریم
ذرت، چای و عسل توی فروشهای قبلی بیشتر طرفدار داشتن. کمی هم توی باسلام فروختیم و با عسل، همکار اینفلوئنسرمون، توی اینستاگرام محتوا گذاشتیم. پس قرار نیست از صفر شروع کنیم؛ باید ببینیم کدوم تجربه رو میتونیم دوباره تکرار کنیم.
اجاره غرفه، رفتوآمد، نیرو و زمانی که میذاشتیم، بخش زیادی از پول فروش رو میخورد. فعلاً بیشترکردن ایونتها راه اصلی برنامه نیست.
انبار توی برج آموت کرجه و فعلاً محدودیت ظرفیت نداریم. مشتریهای قبلی بیشتر تهران بودن و از یک ایونت هم فهرست کوچیکی از مشتریهای کرج داریم.
میانگین هر سفارش حدود ۶۰۰ هزار تومنه. برای هر تست معمولاً بیشتر از ۵ تا ۶ میلیون ریسک نمیکنیم؛ اول نتیجه رو میبینیم، بعد بیشتر خرج میکنیم.
تا ماه سوم به روزی ۲۰ سفارش واقعی مصرفکننده برسیم؛ سفارشهایی که تحویل میشن و بعد از هزینهها پولی ازشون میمونه. این هدف ماست، نه قول قطعی فروش. هنوز نمیدونیم چند نفر خرید میکنن یا چند نفر برمیگردن.
برای حسابوکتاب این ارائه، حاشیه رو طبق تصمیم فعلی ۳۰٪ در نظر گرفتیم. این یک فرض برنامهریزیه و باید بعداً با هزینه واقعی هر مسیر چک بشه.
حالا مشتری رو از کجا بیاریم؟
برای همسایههای آموت، خریدار شهرهای دیگه و مسئول خرید یک کسبوکار، سه پیشنهاد متفاوت داریم. محلی و آنلاین کمک میکنن به هدف ۲۰ سفارش برسیم؛ فروش عمده رو جدا حساب میکنیم.
پیشنهاد اول؛ از نزدیک خودمون شروع کنیم
ایده اولیه، پخش لیست قیمت با ارسال رایگان اطراف آموت بود. بعد گفتیم این برگه نباید شبیه تراکتهای همیشگی باشه. برای همین به فنجان کاغذی رسیدیم: آدم برش داره، بازش کنه و داخلش قیمت و راه سفارش رو ببینه.
چای از پرفروشهای خودمونه و شکل فنجان هم سریع فهمیده میشه. فعلاً یک مدل رو امتحان میکنیم؛ اگه جواب داد درباره ذرت و مدلهای دیگه تصمیم میگیریم.
عکس بسته واقعی، چند قیمت خوانا، راه سفارش و شرایط دقیق ارسال رایگان. حداقل خرید و محدوده تحویل باید قبل از چاپ با هزینه واقعی پیک تعیین بشه.
در ساختمانهای مشخص نزدیک آموت؛ صندوق پستی، تحویل مستقیم یا جای موردتوافق با مدیر. هر ساختمان کد خودش رو داشته باشه تا بفهمیم سفارش از کجا اومده.
با چاپ دونهای ۱۵ هزار تومان، فقط چاپ میشه ۷٫۵ میلیون. ساخت، پخش و ارسال جداست؛ پس این تست از سقف معمول ۵ تا ۶ میلیون بالاتره. اول نمونه رو میسازیم، بعد توزیع رو در سه موج ۲۰۰، ۱۵۰ و ۱۵۰تایی جلو میبریم.
اگه همه رو از اول چاپ کنیم، هزینه چاپ دیگه خرج شده. بین موجها هنوز میتونیم محل پخش، نحوه معرفی و مسیر سفارش رو بهتر کنیم. تحویل محلی هم رایگانِ واقعی برای ما نیست؛ چند سفارش رو در یک مسیر میبریم تا هزینهاش کمتر بشه.
خرید اول، تازه شروع آشناییه
مشتری همین رو بگه؛ سبد و قیمت روز رو برای تأییدش بفرستیم.
برای هر محله روز تحویل مشخص بذاریم، قیمت رو واضح بگیم و اگه مشکلی پیش اومد، راحت پیگیری کنیم.
بدونیم کدوم چای رو پسندیده. اگه خودش خواست، موقع تمومشدن خریدش بهش یادآوری کنیم. بعد ببینیم در ۳۰ و ۶۰ روز واقعاً برگشته یا نه.
یک کارت قیمت و زمان تحویل ساختمان بهش بدیم. برای همسایه بفرسته چون به دردش میخوره؛ نه به امید جایزه الکی. هر نفر سفارش و پرداخت خودش رو انجام بده.
روی فنجان یک QR به صفحه انتخاب واتساپ، بله و باسلام میذاریم. قیمت و پیشنهاد رو تا جای ممکن یکسان نگه میداریم. آخرش میبینیم مردم از کجا بیشتر خرید کردن و کدوم مسیر راحتتر بوده؛ صرفاً تعداد کلیک مهم نیست. این صفحه، ارائه این پیشنهادهاست.
پیشنهاد دوم؛ خرید از شهرهای دیگه
برای مشتری شهر دیگه، نزدیکبودن انبار امتیاز نیست. باید محصول رو خوب بشناسه و قیمت خرید با کرایه براش منطقی باشه. از ذرت و چای شروع میکنیم، چون قبلاً فروش داشتن؛ ولی هنوز ثابت نشده تبلیغ و ارسال سراسریشون میصرفه.
یک نوبت ویدئوی واقعی آمادهکردن پاپکورن؛ یک نوبت دمآوری و تفاوت دو چای. هر بار فقط یک پیشنهاد مشخص، با وزن، قیمت و لینک همون محصول در باسلام.
بستهای که مشتری تحویل میگیره، روش مصرف، تجربه واقعی خریدار و شرایط ارسال رو نشون بدیم. محتوا باید کمک کنه تصمیم بگیره، نه فقط سرگرمش کنه.
پیشنهاد موفق رو دوباره با عسل و بعد با یک سازنده کوچک آشپزی امتحان کنیم. اگه کرایه سبد تکقلمی رو خراب کرد، ترکیب چند محصول مرتبط رو تست کنیم.
برای هر تست سقف ۵ تا ۶ میلیون داریم، شامل محتوا، نمونه و بقیه هزینهها. قبل از اجرا هم مشخص میکنیم سفارشهای اون تست رو چطور تشخیص بدیم. ارسال رایگان سراسری هنوز جزو وعدهها نیست.
پیشنهاد سوم؛ مشتریای که مرتب تأمین میخواد
اینجا بهجای یک خرید خانوادگی، دنبال یک رابطه کاری هستیم. سفارش ممکنه بزرگتر باشه، ولی تخفیف، رفتوآمد و دیررسیدن پول هم مهمه. برای همین از سفارش کوچک و پولی شروع میکنیم.
بستههای چای، ذرت و چند محصول منتخب رو برای فروش مجدد پیشنهاد میدیم. فروشنده باید سهم روشنی داشته باشه. دوباره کالا میبریم وقتی قبلی واقعاً فروخته شده.
برای مصرف چای و در صورت نیاز عسل، نمونه میدیم. اگه پسندیدن، یک سفارش آزمایشی میگیرن. بعد درباره زمان خرید بعدی و تأمین منظم حرف میزنیم.
این مرحله بعدیه: قیمت هر کیلو، اندازه بسته و نتیجه پخت باید آماده باشه. نمونه رو به کسی میدیم که مسئول خرید و زمان تستش مشخصه.
۱۵ فروشگاه و ۱۵ دفتر یا کافه انتخاب کنیم. اول با مسئول خرید حرف بزنیم و مصرفش رو بفهمیم؛ بعد پیشنهاد مخصوص خودش رو بدیم. هدف اولیه برنامه، ۱۲ گفتوگو، ۶ تست محصول و ۳ سفارش اوله. این عددها هدف تستاند، نه فروش تضمینی.
سفارش دوم و تسویه سالم به ما میگه این رابطه ارزش ادامهدادن داره. یک فاکتور عمده رو هم به تعداد پاکتها، سفارش خانوار حساب نمیکنیم.
حالا فرض کنیم شروع کردیم
یکی از سه مسیر رو انتخاب کن، بعد روی اتفاقی که افتاده بزن. برای هر حالت، قدم بعدی و نشونهای که باید دنبالش بگردیم رو نوشتهایم.
بیایم حسابش کنیم
مثلاً اگه سفارش بزرگتر بشه یا آدمهای بیشتری دوباره بخرن، چقدر پول میمونه؟ اینها فرضاند؛ نتیجه واقعی تبلیغ نیستند. تغییراتت روی همین مرورگر ذخیره میشه.
اینجا فرض کردیم از هر سفارش، بعد از هزینه کالا، بستهبندی، کارمزد و سهم ارسال، ۳۰٪ میمونه. بعد هزینه تبلیغ رو ازش کم میکنیم. اگه این هزینهها در عمل بیشتر باشن، درصد رو پایین بیار. اجاره و هزینههای ثابت جاری هنوز از این عدد کم نشده.
این حرفها توی سه ماه چطور اجرا میشن؟
اول هزینه چاپ و ساخت فنجان رو قطعی میکنیم. تست آنلاین بودجه جدا داره؛ سقفش ۵ تا ۶ میلیونه. برای فروش به کسبوکارها هم اول تماس میگیریم، بعد برای مشتری جدی نمونه میفرستیم. هیچکدوم با شکست مسیر دیگه، خودکار بودجه بیشتری نمیگیرن.
برای ۶۰۰ سفارش در ماه سوم، باید از اوایل همون ماه نزدیک روزی ۲۰ سفارش باشیم. اگه آخر ماه دوم هنوز راه فروش تکرارپذیر پیدا نکردیم، صادقانه میگیم هدف در خطره؛ با خرج ناگهانی بیشتر، ظاهر آمار رو درست نمیکنیم.
آخر هر هفته دور هم حساب میکنیم
بیشتر پول مرحله بعد رو همونجا میذاریم. برای بقیه فقط یک تست کوچک با تغییر مشخص انجام میدیم.
فعلاً تبلیغ رو بزرگتر نمیکنیم. میبینیم مشکل از قیمت، ترکیب خرید، ارسال یا هزینه همکاریه.
بیشتر روی راهی کار میکنیم که با پول و وقت کمتر، سود بیشتری میده و پولش زودتر برمیگرده.
توی جلسه فقط اینها رو جواب بدیم: چند سفارش واقعی گرفتیم؟ بعد از همه هزینهها چقدر موند؟ چند مشتری دوباره خریدن؟ هفته بعد دقیقاً چی رو تغییر میدیم و کی مسئولشه؟